کتاب طوبی و معنای شب (۱۳۶۷) رمانی است در 413 صفحه نوشته شهرنوش پارسی پور. وقایع داستان بین سالهای 1285 تا 1350 در شهر تهران در جریان است. شخصیت های اصلی داستان عبارتند از طوبی، شاهزاده فریدون میرزا (همسر طوبی)، مونس (دختر طوبی)، اسماعیل (فرزندخوانده طوبی) و مریم (فرزندخوانده مونس)
نقد و بررسی داستان
شهرنوش پارسی پور، «طوبی» دختربچه ای زیبا و باهوش از خانواده ای متوسط و اهل علم را از یک دوره طولانی و پرتلاطم تاریخ ایران (مشروطیت تا شروع جنبش چریکی) از کنار حوادثی چون استبداد صغير، تغييرسلطنت، حکومت رضاشاه و تغییرات و تحولات سیاسی و اجتماعی همراه با آن، حوادث شهریور ۲۰ و کودتای ۲۸ مرداد گذرانده و به سال های دهه پنجاه رسانده است، با این هدف که از دیدگاه خود در سیمای طوبی، زن ایرانی (دست کم بخشی از زنان ایرانی) را تصویر کند که همراه با انقلاب مشروطیت از دنیای مادران خود جدا شدند و در برزخی بین سنت و تجدد حوادثی را از سر گذراندند که هرچند در زندگیشان تأثیر عمده گذاشت، اما هرگز مجال نیافتند در آن سهمی بسزا یا از آن درکی دقیق به دست آورند. مالیخولیایی که طوبی از همان اوان نوجوانی به آن دچار می شود حاصل و نشانه همین آگاهی ناقص است. طوبی محبوس در تنگنای زندگی شخصی خود با همه اشتیاقی که برای درک آگاهی بیشتر دارد، هرگز به آن دست نمی یابد.
نهضت مشروطیت در قالب آقای خیابانی (شیخ محمد خیابانی، مبارز مشروطه خواه) که نخستین بار طوبی او را در گورستان و در کنار مردم فقر زده می بیند، بیشترین تأثیر را بر او می گذارد و بزرگترین تغییر را در زندگی او پدید می آورد و هنگامی که از شکست آقای خیابانی گیج و درمانده می شود و گرفتاری های شخصی او را از پا در می آورد، به گدا علیشاه (عرفان) پناه می برد.
طوبی که یک عمر درگیر وظیفه حفظ انبار «آذوقه» برای سیر کردن شکم و نگه داری نسل بعدی و پاسداری از اجساد (میراث ها و سنت های گذشته) بوده، نمی تواند معنای عمل مریم را دریابد، دختری جوان (نسل دوم بعد از طوبی) که با آنکه جنینی در زهدان دارد، بی اعتنا به موقعیت مادری خود، اسلحه به دست می گیرد و با نظام موجود می جنگد و کشته می شود. طوبی وقتی این بار حیران تر از همیشه به سراغ گدا علیشاه می رود، از زبان پیر خود می شنود که «پرده ای دیگر بالا رفته و دور دیگری آغاز شده.» دوری که از دیدگاه او همچون دورهای قبل و بعد از خود، وهمی بیش نیست.
نویسنده طوبای سرگشته و تنها و مبهوت در برابر این دور تازه را در عوالم مالیخولیایی با لیلا زن شاهزاده گیل روبرو می کند تا از زبان ليلا بگوید که طوبی (وجه مادرانه زن) اکنون دیگر مرده است و تنها او، لیلا (وجه زنانه زن) ترکیب موجود اثیری و لکاته، شخصیت های بوف کور هدایت است که هرگز نمی میرد. زیرا او نیز همچون شاهزاده گیل (وجه مردانگی مرد) نامیرا است و «مردن نمی تواند.»
رمان «طوبا و معنای شب» در زاویه دید بیرونی به شیوه دانای کل روایت شده است.


خیلی کتاب خوبی بود فراتر از انتظار من برای یک رمان ایرانی که اتفاقا خیلی هم شناخته شده نبود
کتاب خوبی بود و ارزش یک بار خوندن رو داشت