اسطوره شناسی
اسطوره شناسی
در یونان باستان واژه ی (mythos) که myth به معنای اسطوره از آن اخذ شده است برای نامیدن هر گونه قصه و حکایتی به کار می رفت، خواه واقعی و خواه خیالی. اما در حال حاضر اسطوره به مجموعه ای از داستان ها و حکایات قدیمی و خیالی اطلاق می شود که زمانی مردمی خاص آن را واقعی میپنداشته اند. این داستان ها اغلب توجیه و پاسخی بودند به سؤالات بی شمار مردمان باستان در باب چگونگی پیدایش عالم و قوانین موجود در طبیعت. حکایات اساطیری در واقع تلاشی بودند در جهت پاسخ به این سؤالات به شکلی پذیرفته شده و قانع کننده. بسیاری از اسطوره ها نمایشگر آداب گوناگون و مراسم مقدس در صور متفاوت هستند. امروزه بسیاری از جامعه شناسان معتقدند همین آداب، منشأ پیدایش اساطیر بودهاند و بسیاری دیگر نظری عکس این دارند. اگر قهرمانِ اسطورهای، فردی زمینی و معمولی با کارهای بزرگ باشد داستان او را افسانه مینامند و هرگاه حکایتی در برگیرندهی موجودات ماورایی باشد، اما موضوع و ساختار همیشگی اساطیری (بستگی حیات و سعادت گروهی بسیار به پیروزی یک قهرمان) را تعقیب ننماید، به عنوان یک تمثیل عوامانه شناخته می شود.

چهار رساله | افلاطون
سایه ها و روشنائیها | آنتوان چخوف